ســلام نفســـم.......
ســلام نفس مامانی دیروز رفتیم دکتر واسه اینکه بهم دارو بده جات محکم شه عزیز دلم
دکتر گفت نی نیت الان شش هفته است
میخاست سونو داخلی کنه قبول نکردم با سونو شکمی هم شما رو ندید
گفت برو از بیرون سونو کن چون دقیق تره
رفتیم ولی واسه همون موقع نوبتمون نشد
عزیزم مامانی خیلی استرس داشت
ولی خب بابایی پیش مون بود انرژی+میداد
رفتیم پیش دکتره قبول کرد یه بار دیگه خودش سونو کنه برامون
سونو کرد و ساک خوشکلتو دید ولی هنوز ضربان قلب نداشتی آخه خیلی زود بود
گفت 20 روز دیگه بریم سونو واسه ضربان قلب
بهم دارو داد +آمپـــول که یه کم درد داشت ولی ارزششو داره باید تا پایان بارداری هر شب استفاده کنم تا دیگه تنهامون نذاری و بری
امروز دوباره میریم پیش دکتره تا به بابایی یاد بده تا بابایی بتونه برامون بزنه آخه نمیتونیم هر شب بریم پیش دکتره مامانی باید خیلی استراحت کنه نفسم
عــزیـــزم خـــیلـــی مــراقب خودت باش
مامان جون هم اومده پیشمون که تنها نباشیم
![]()
2 شهریور 92 ساعت 18:00


ســلام نفســـم.......
